ابو القاسم سلطانى
137
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
( 4 * ) - منظور بهمن سرخ و بهمن سفيد مىباشد ( 5 * ) - هدايه المتعلمين 506 - 507 - 511 ( 6 * ) - تت قانون عب 266 ( 7 * ) - Sisymbrium officinale L . , Scop ( 8 * ) - لسان العصافير ، ون ، زبان گنجشك Fraxinus excelsior L . ( 9 * ) - از جامع مفردات ج 1 ص 123 ( 10 * ) - اختيارات ، 57 ( 11 * ) - نمك تلخ يا ملح المر ، نمك معدنى است و آن مخلوطى از سولفات سديم ، سولفات منيزيم و نمك طعام مىباشد كه در فلات ايران يافت مىشود و نسبت اين مواد بستگى به محل معدن دارد ( 12 * ) - تلخيص از تذكره 86 ، تحفه حكيم مومن 59 ، مخزن 162 و كتاب خطى فروغ ناصرى Code - 1345 مرار Centaurea calcitrapa L . مرار 1 * گياهى است دوساله ، اغلب كركدار به ارتفاع 50 سانتيمتر حتى تا يك متر از خانواده Compositae ، داراى ساقه محكم ، شياردار كه از قاعده آن شاخههاى زياد منشعب مىشود . برگهاى پائين ساقه بزرگ ، داراى بريدگيهاى مشخص و باريك كه به شكل گروهى بر روى زمين گسترده شده ، خاكسترىرنگ و پوشيده از كرك پنبهاى مىباشد . برگهاى بالاى ساقه كوچك و باريك و بريدگى آنها كمتر است . كاپيتول منفرد و فقط شامل گلهاى لولهاى مايل به بنفش مىباشد كه برگچههاى خاردار آنها را احاطه نموده است گلها از تيرماه تا شهريورماه بر روى گياه مشاهده مىشوند . گياه به شكل خودرو و علف هرز در اراضى باير ، چمنزارهاى جنگلى ، كنار جادههاى نواحى مختلف اروپا و آسيا بهويژه در زمين هاى شنزار و ريگزار مىرويد . در ايران تيغ اسنگره Tigh assengareh و گزر آغازى خسك و خارچنگ ناميده مىشود . تاريخچه : در آثار يونانيها نامى از گياه برده نشده است ، در صيدنه ابو ريحان بيرونى ذيل مرار آمده است " گياهى است كه شتر از آن چرا مىكند و پس از خوردن لبهاى خود را بالا برده و دندانهاى خود را نشان مىدهد 2 * وى از اثرات درمانى آن بحثى به ميان نياورده است . ابن بيطار مىنويسد مرار گياهى است خاردار كه در اواخر بهار و اوائل تابستان ظاهر و در مصر مرير ناميده مىشود و پزشكان آنجا آن را به جاى شكاعى 3 * مصرف مىنمايند و در دياربكر آن را الدردريه 4 * مىنامند و غافقى گويد كه آن دو نوع است و نوع ديگر آن شوكه مغيله 5 * ناميده مىشود .